تبليغاتX
منو ذهنمو زندگیم
یه وبلاگ واسه یه هدف ...
امروز داشتم عکسای ۳ سال پیش زمانی که دانشجو بودمو میدیدم

شوکه شدم

من هیچ وقت لاغر نبودم اما نسبت به الانم باربی بودم

دلم واسه خودم سوخت این وسوسه ی لاغر بودن همیشه آزارم داده

اما نه تو اون دوره

اون دوره ای که ترازو دم دستم نبودو بدون دغدغه میخوردم

بدون کالری و ترس از چاقی

این همه با ترازو ور رفتم نتیجه نداد حالا یه مدت میخوام بدون ترازو زندگی کنم فقط واسه دل خودم !!!
همه چی همونه فقط ترازو دیگه نیست!
نتیجرو حتما گزارش میدم

مخلص کل انارستانیما!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 2:1  توسط گلی  | 

اوه !!!
من چه همه وقته چیزی ننوشتم

به لطف انار از ۶ صبح دارم میدوم تا ۱۲ شب!!!

مامان تقریبا خوبه (خودش آشپزی میکنه دیگه)منم به خاطر حرفای انار کلی کلاس گرفتم و این روزا سرم شلوغه

ورزش هم هروقت هم من هم مربیم وقت داشته باشه میرم شنا!

اماوزن کم نکردم تو این مدت یهنی حوصله ی مواظبت از غذا رو نداشتم

اما با بهتر شدن مامان حتما میام از کاهش وزنام میگم ایشالا!

اینم واسه انارستان

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:3  توسط گلی  | 

خوب مامان خیلی بهتره مرصی از دلداری ها

من تنها کار مفیدم این روزا شبی ۶۰ تا دراز نشست و ۵۰ دوچرخه ست!!!
وزنم نه کم شده نه زیاد اما با بهتر شدن مامان امیدوارم بتونم برگردم تو چرخه ی ورزش...

راستی منم دوست دارم به آشپزخونه کمک کنم دستورارو به کی باید بدیم؟!(ظرف هم خوب میشورما!!!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:21  توسط گلی  | 

میدونم میدونم بخدا میدونم

نیستم کم میام گیجم اما بخدا دلیل دارم دیانا جونم میام میبینم برام دعوا گذاشتی کلی ذوق میکنم اما مامان حالش خوب نیست یه ذره بهتر بشه قول میدم منظمتر بشم

البته پیاده روی هارو تقریبا هر روز میرم پرخوری هم نمیکنم فقط یکی دوتا بیسکوییت ساقه طلایی

از دوستانی که صبورانه تحملم میکنن کمال تشکر را دارم مرصی بهاران جون مرصی سالومه جون مرصی و همه مرصی با این روحیه و وضعیت خراب شماها کلی بهم آرامش میدید مرصی بازم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 18:42  توسط گلی  | 

خوب نوروز هم اومدو رفت و ما همونی که بودیم ...

ما همونی که بودیم هستیم؟!!!
نه من کلی تغییر کردم و همرو مدیون اناریون و در راس گروه  انار خانوم گل گلاب هستیم

من که شخصا اگه به وزن هدف برسم(که میرسم)یه کادوی خوشگل واسه انار جونم  میفرستم(هر کی کادو میخواد بیاد فقط لب تر کنه گرچه من فقط تو کار کتابما!)

اون ۲ کیلو هنوز ۲ کیلو مونده البته همونم هی مینواساند اما خب به شکر خدا هست!!!

خدا رو شکر که این تعطیلات تموم شد و دیگه از شیرینیو تنبلی خبری نیست

پیش بسوی وزن هدف ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 0:4  توسط گلی  | 

عید بر عاشقان مبارک باد   

                                             عاشقان عیدتان مبارک باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 22:56  توسط گلی  | 

آخ این انار یه حرفی زدا

حالا من ول کن ش نیستم

 همش تا گند میزنم تو غذا میگم گلی جان مهم لایف استایل عیبی نداره!!!

البته هنوز اون ۲ کیلو هست اما کمتر نشده

هر شب هم ۲۰ تا دراز نشست و ۲۰ دوچرخه میرم همه جا هم اکه مشکل وقت نباشه پیاده میرم هنوز هم پدومتر پیدا نکردم

اما پیدا میکنم


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 1:6  توسط گلی  | 

بخدا هستم تو برنامه البته کالری نمیشمرم(چون خنگم بلد نیستم)

اما همه جا پیاده میرم کلاس شنامو مثل بچه ی آدم میرم دیگه چرتو پرت نمیخورم حواسم به رابطه ی غذامو اشتهام هست

بیشتر تمرکزم رو لایف استایل البته هنوز اون ۲ کیلوهه هستا اما خوب بیشتر نشده

روزا کلی راه میرم کلی فعال شدم و کلی هم به همتون فکر میکنم چه احساس لذت بخشیه آدم بیاد ببینه آدمایی نگرانشن که حتی ندیدتشون

چشم بیشتر مینویسم از خودم و وزنم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 2:1  توسط گلی  | 

از خوردنم زیاد راضی نیستم تا وطن هستم هواسم هست حتی اگه اضافه بخورم اما وقتی پامو از گلباقالی آبادمون بیرون میزارم نمیدونم چی میشه انگار با خودم لجم

البته از خودم راضیم چون به قول انار آدم یهو عوض نمیشه منم تو این مدت ۲ کیلو کم کردم(البته اگه امروز که وطن نیستم اضافه نکرده باشم)

چند جا تونستم جلوی خودمو بگیرم و البته پیاده روی و دراز و نشت رو هم به برنامه ی روزانه(با تعدادی که موقتی نباشه ) وارد کنم

و کاملا درک میکنم که این یه تغییر و ازش راضیم

مرصی کسایی که هوامو دارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 17:37  توسط گلی  | 

ولنتاین مبارک

چون هیشکی هیشکی نیست به من کادو ولنتاین بده خودم باید واسه خودم یه چیزی بخرم

از همه مهمتر من ۱ کیلوی نا قابل کم کردم!!!

خوشحالم (و البته بسیار بیجنبه هم هستمآخه واسه ۱ کیلو اینهمه ذوق؟)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:54  توسط گلی  |